منهاج سراج
67
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
بكشت . پس آنگاه عتبه و شيبه پسران ربيعه ، و وليد عتبه بيرون آمدند ، و مبارز خواستند از بنو اعمام خود . عبيده [ ( 1 ) ] بن حارث بن عبد المطلب ، و حمزه و على بيرون آمدند ، عبيده زخم خورد و حمزه و على هر دو او را يارى كردند ، و هر سه مشرك را بكشتند . مهجع [ ( 2 ) ] بن عبد اللّه را مشركان تير زدند و شهيد كردند . پس ابو جهل بيرون آمد . چون مصطفى عليه السّلام او را بديد ، غضب نبوت شعله زدن گرفت فرمود : هان ابو بكر و ياران ! جبرئيل آمد . مصطفى ميان صفها آمد ، و يك مشت خاكريزه برگرفت و روى به كفار آورد و گفت : شاهت الوجوه ، و بر آن سنگريزه دميده ، بسوى مشركان انداخت ، هزيمت بر ايشان افتاد ، و چهل و دو مشرك را از اشراف ايشان اسير كردند ، و پنجاه كس را از اشراف بدوزخ فرستادند ، و از بنى هاشم پنج تن اسير شدند ، و عقيل ابى طالب ، و نوفل حارث ، و عثمان و عمر ، و سليت بن عدى [ ( 3 ) ] و داماد مصطفى ابو العاص زوج زينب از بنى اميه اسير شد . پس معاذ بن عمر در امد و ابو جهل را زخمى زد كه بماند ، عبد اللّه مسعود سرش باز بريد ، باز مشركان هزيمت كردند پس سريه عصما [ ( 4 ) ] درين سال بود ، و كشتن ابو عفك [ ( 5 ) ] و غزوهء بنى قينقاع [ ( 6 ) ] هم در شوال اين سال بود ، و غزوهء سويق [ ( 7 ) ] كه در عقب ابو سفيان [ ( 8 ) ] رفتند هم در ان سال بود ، در ذى الحجه روز عيد اضحى دو گوسپند مصطفى بدست خود قربان كرد ، و اللّه اعلم بامور يتعلق بعلمه . السنه الثالثة من الهجره اين سال را سنة الرمض خوانند ، پس مصطفى عليه السّلام و الصلاة ، چون از بدر
--> [ ( 1 ) ] اصل : عبيد ، طبرى و غيره عبيده [ ( 2 ) ] اصل : مهجج ، ولى بقرار طبرى و غيره مهجع از موالى حضرت عمر بود . [ ( 3 ) ] كذا ، ولى در اين جا اسماى حضرت عثمان و عمر غلط است ، زيرا آنها در مجاهدين بدرند نه از گروه اسراء . بقول طبرى و الكامل از بنى هاشم عباس و عقيل و نوفل اسراى بدر بودند ، كه حضرت عباس فديهء آنها را مطابق به امر حضرت رسول ص پرداخت . [ ( 4 ) ] عصماء بنت مروان از بنى اميه زنى بود كه مسلمانان را هجو ميكرد ، و بامر پيغمبر ص عمير بن عوف او را بكشت ( حيات محمد ) . [ ( 5 ) ] اصل : غفل ، و لى ابو عفك نام يهودى بود از قبيله بنى عمرو بن عوف ، كه بجرم هجو مسلمانان ، سالم بن عمير او را كشت . [ ( 6 ) ] صل : و عروه بنى فلسفى كه تحريف كاتب است . [ ( 7 ) ] اصل : عروه سوين [ ( 8 ) ] اصل : ابو سفين .